الفيض الكاشاني

261

ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى ( فارسى )

گهى از رو سياهى رو به ديوار * گهى از سرخ روئى بر سر دار گهى اندر سماع شوق جانان * شده بىپا و سر چون چرخ گردان به هر نغمه كه از مطرب شنيده * به دو و جدى از آن عالم رسيده سماع جان نه آخر صوت و حرف است * كه در هر پرده‌اى سرّى شگرف است ز سر بيرون كشيد دلق ده تو « 1 » * مجرد گشته از هر رنگ و هر بو فرو شسته بدان صاف مروّق « 2 » * همه رنگ سياه و سرخ و ازرق

--> ( 1 ) - در نسخ نستعليق : ز سر بيرون كشيده دلق صد توى * مجرد گشته از هر يك بهر سوى ( ف ) ( 2 ) - در نسخه كهنه اين بيت نيست و دو نسخه نستعليق : فرو شسته بدان صنف مروق ( ف ) .